X
تبلیغات

تک و تنها
داستان عاشقانه حرف دل جملات عاشقانه حرف قشنگ

<>
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ توسط takotanha

 باز باران با ترانه 

میخورد بر بام خانه... 

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ 

آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟ 

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ 

یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟!

 دیگر کجا رفت؟! خاطرات خوب و شیرین!؟

          باز باران، بی ترانه

، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، 

درسکوت ظالمانه، 

خسته از مکر زمانه،

 غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت،

 اشکهایی طبق عادت، 

قطرهایی بی طراوت، 

روی دوش آدمیت، میخورد 


این صفحه را به اشتراک بگذارید




ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت : فرد بلاگ